الشيخ محمد تقي بهجت

256

جامع المسائل ( فارسي )

ندارد ، و خودش در اقتصاص ، مطالبهء ردّ نصف ديه نمىنمايد و از كمال ديه امتناع نمىنمايد ؛ و در مطالبهء او ، ديهء مندمل اعترافى شريك را ، تأمل است . صورت ششم قطع يد از بند توسط يكى و از مرفق توسط ديگرى و حصول قتل اگر يكى دست را از بند آن قطع نمود و ديگرى از مرفق ، و هلاك شد به سرايت هر دو ، پس با اتّحاد در قصد قتل يا سرايت غالبيه ، از هر دو قصاص مىشود ؛ و گر نه از قاصد يا كسى كه جراحت او سارى است بحسب غلبه ؛ و با تساوى احتمالها در موارد سرايت ، دوّمى راجح است و انحصار قصاص به او با قصد يا غلبه راجح است ؛ و در سرايت فاقد دو شرط ، تأمل گذشت . و در صورت وقوع قطع از يكى و ذبح از ديگرى ، متعين است قصاص از صاحب تعجيل ازهاق كه با آن قطع سرايت مىشود . وحدت جانى در طرف و نفس اگر جانى يكى باشد در طرف و نفس ، داخل است ديهء طرف در ديهء نفس در صورت ثبوت به اصالت ؛ و در صورت صلح بر ديه ، تابع مختار در قصاص طرف است كه از جانى واحد ، داخل در قصاص نفس است يا نه در صورت سرايت ؛ و در صورت اتحاد ضربه ، داخل است ؛ و در صورت تعدد بدون سرايت غير قاتل ، اقوال مختلفه منسوب به شيخ قدس سره و غير او است ، و همچنين روايات معتبره مختلف است ، مقتضاى استصحاب شخص يا كلى ، عدم دخول است بنا بر اظهر در ضربات متعاقبهء متراخيه ؛ و در آن چه با هم عرفاً محقق شده است كه يكى از آنها قاتل بوده تأمل است ، احوط براى ولىّ دخول است .